ماهان کوشان (علی مصفا) پس از ساخت یک فیلم مستند درباره خشونت، زندگی‌اش تهدید شده و همسرش سایه، عاشقانه به کمک او می‌آید اما حوادثی پیچیده همه چیز را دگرگون میکند تا ماهان به خشونت فیلم خود گرفتار شود…

داستان این فیلم مضمونی اجتماعی و عاشقانه دارد که پس از چهار دهه جنگ در افغانستان به مسائل جوانان مهاجر می پردازد. در خلاصه داستان فیلم آمده است عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می‌کند که قصد رفتن به اروپا را دارند؛ «رونا: حامد از دریا نترسی یا از هرچی که بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمی‌ترسم.»

پرستار ۳۵ ساله و مجرب به بیمارانش کمک می‌کند تا آرام شوند حتی آنها که امیدی به زنده ماندنشان نیست…

داستان فیلم درباره زن دوم و مادری با نام خانم‌جانی (نسرین مقانلو) است که عهده دار مراقبت از فرزندان شوهر و دختر خودش است. خانم جانی که اقتدار و زنانگی خاصی دارد، برای خانواده‌اش ایثار می کند. او فاصله سنی زیادی با شوهرش دارد این زن به شدت دل نگران خانه و همسر و فرزندانش است … داستان خون شد به مثابه خانه‌ای قدیمی است که همه چراغ هایش خاموش بوده و هیچکس نیز در اتاق‌هایش ساکن نیست. در این میان یکی از ساکنین این خانه می‌آید و همه چراغ ها را روشن می‌کند.

زندگی در عین زیبایی و سادگی، گاهی با اتفاقی چنان پیچیده می‌شود که بیرون آمدن از مسائل و مشکلاتش سخت است.

در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

دکتر عالم جراح برجسته مغز و اعصاب است به‌ دلایل مختلف فرزندش را فراموش کرده است. وی بصورت اتفاقی در شب تولد پسرش سامان از مریضی او که تومور مغزی است باخبر می‌شود و به‌ دنبال پسر ستاره‌ شناسش در کویر به راه می‌افتد…