پنج جوان، به واسطه مهارت‌هایشان وارد چالش کرگدن می‌شوند و این سرآغاز رفاقت بین آنهاست؛ فارغ از این که چالش کرگدن از طرف یک مافیای بزرگ و پر قدرت طراحی شده است و ماجراهای غیرقابل پیش‌بینی را رقم می زنند.

مریم و رضا با آدم‌های دیگر فرق دارند، آن هم نه یک فرق ساده، بلکه بسیار بزرگ و آن‌ها باید تلاش کنند تا به دیگران ثابت کنند این تفاوت بزرگ را با معجزه عشق حل کرده‌‌اند. داستان زوج جوانی را روایت می کند که هر دو به لحاظ ضریب هوشی پایین تر از حد نرمال هستند، همین مساله ژنتیکی سبب ساز آن می شود که ازدواج آنها با مشکل مواجه شود.

فیلم داستان یک روز از یک خانواده را به تصویر کشده است. مادر خانواده (رویا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) است. پدر خانواده همواره به آزار و اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی) مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پر تنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند…

زن میانسالی که به تازگی از همسرش جدا شده در تلاش برای یافتن شغل و سرپناهی برای خود است در این مسیر با کامران مدیر رستورانی که در آن کار می کند آشنا می شود. مینا که به شدت نیازمند حمایت مالی و عاطفی است و با توجه به حمایت ها و محبت های کامران به او دل می بندد، کامران نیز به او علاقمند و مشتاق است. روزها از پس هم می گذرد و عشق مینا به کامران کاسته نمی شود و حتی اوج هم می گیرد. اما کامران دیگر قصد ادامه با او را ندارد…!