ماهان کوشان (علی مصفا) پس از ساخت یک فیلم مستند درباره خشونت، زندگی‌اش تهدید شده و همسرش سایه، عاشقانه به کمک او می‌آید اما حوادثی پیچیده همه چیز را دگرگون میکند تا ماهان به خشونت فیلم خود گرفتار شود…

یک صدابردار حرفه ای سینما (با بازی علی مصفا) ناگهان خود را گرفتار عشقی میابد که او را مجبور به انتخاب میکند، انتخاب عشق یا وجدان…

جهانگیر (علی مصفا) که خود را در ماه‌های پایانی عمرش می‌بیند، برای زندگی سالم‌تر، ویلایی در شمال کشور را برای اقامت انتخاب کرده است. یکی از دوستان جهانگیر (کاظم سیاحی پور) از همین فرصت استفاده کرده و تمام دوستان قدیمی خود و جهان را برای گذراندن تعطیلاتی با او به این ویلا دعوت می‌کند. با گذشت زمان، همه این دوستان به نوبت سر می‌رسند و با موضوع مرگ جهانگیر روبرو می‌شوند؛ موضوعی که تاثیر مهمی روی زندگی هر کدام از این شخصیت‌ها می‌گذارد.

حسن خشمگین است و مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته…

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز، به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد، از اساس دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد…