عظیم (با بازی محسن تنابنده) یک پناهنده افغان است که در شهرداری تهران مشغول به کار است تا بتواند به خانواده مادر و برادرش فاروق کمک کند تا قاچاقی به آلمان بروند. اما در لحظه آخر فاروق از بردن مادرشان منصرف می‌شود و عظیم نیز متوجه می‌شود مادرشان نیازمند عمل پیوند است. عظیم باید بین جان خودش و مادرش انتخاب کند…

داستان این فیلم مضمونی اجتماعی و عاشقانه دارد که پس از چهار دهه جنگ در افغانستان به مسائل جوانان مهاجر می پردازد. در خلاصه داستان فیلم آمده است عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می‌کند که قصد رفتن به اروپا را دارند؛ «رونا: حامد از دریا نترسی یا از هرچی که بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمی‌ترسم.»