گوزن قرمز از پشت صخره یخ‌زده، نگاهی به مرد شکارچی که سیگاری دود می‌کند می‌اندازد. گرگ، مچاله از سرما سرفه‌ای می‌کند. گوزن قرمز: می‌خواد چی کار کنه؟ گرگ: نمیدونه می‌خواد چی کار کنه. گوزن قرمز: اینا که نمی‌دونن می‌خوان چی کار کنن خطرناک‌ترن… من برمی‌گردم! این فیلم درباره یک مرگ مشکوک در ارتفاع چند صدمتری است…

داستان این فیلم مضمونی اجتماعی و عاشقانه دارد که پس از چهار دهه جنگ در افغانستان به مسائل جوانان مهاجر می پردازد. در خلاصه داستان فیلم آمده است عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می‌کند که قصد رفتن به اروپا را دارند؛ «رونا: حامد از دریا نترسی یا از هرچی که بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمی‌ترسم.»