“جان دوو”(کوین اسپیسی) قاتلی است که تصمیم گرفته است هفت نفر را که نماد هفت گناه کبیره هستند به قتل برساند. هدف او از این کار هشدار دادن به انسانهایی است که غرق در گناه روز خود را به شب می رسانند. مسئول پرونده این قتلها “دیوید میلز” (بردپیت) است، کاراگاه جوانی که تازه به نیویورک منتقل شده است. میلز با همکاری کاراگاه سامرست (مرگان فریمن) که در شرف بازنشستگی است قدم به قدم دوو را تعقیب می کنند اما حوادثی رخ می دهد که شرایط را تغییر می دهد. تغییری اساسی…

«راوی» (نورتن)، جوانی پریشان حال پی می برد که به کمک مشت بازی با دست های برهنه، بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می کند. او و «تایلر دردن» (پیت) که به دوستانی صمیمی تبدیل شده اند، هفته ای یک بار با هم ملاقات می کنند تا با هم مشت بازی کنند. در حالی که افراد دیگری هم به باشگاه شان می پیوندند، محفل شان به رغم آن که رازی است بین شرکت کننده هایش، شهرت و محبوبیت یک باشگاه زیرزمینی را پیدا می کند.

آینده‌ای نزدیک , زمانی که هر دو امید و سختی‌ها , انسانیت را به سوی ستارگان و فراتر از آن هدایت می‌کنند . در حالی که یک پدیده مرموز تهدید به نابودی زندگی روی کره زمین را تهدید می‌کند , فضانورد روی مک براید ماموریتی را در پهنه بیکران فضا و خطرات متعدد آن برای آشکار کردن حقیقت در مورد یک سفر گم‌شده که چند دهه قبل از آن با خلا و سکوت در جستجوی ناشناخته‌ها..

در فوریه سال ۱۹۶۹، بازیگر یک سریال‌ وسترن پرطرفدار و یک بدلکار باتجربه، در مورد تداوم فعالیت هنری خود دچار نگرانی می‌شوند و تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا در واپسین سال‌های دوران طلایی صنعت فیلمسازی هالیوود، به شهرت و موفقیت دست پیدا کنند و…